مراسم روز هوای پاک در صبح سرشار از آلاینده ی پایتخت !۱۳۹۴-۸-۳۰ ۱۲:۵۸:۵۵ +۰۳:۳۰

Project Description

حضور کودکان برنا در صف آخر مدعووین ، مانع از درخشش و دیده شدن شان نشد !

امروز کودکان عضو انجمن برنا  به نمایندگی از همه ی کودکان ایران ، با حضور در مراسم ویژه ی هفته ی هوای پاک اندوه خود را از وضعیت هوای ناسالم شهرشان ابراز داشتند . آن چه به وضوح می شد از سخنان کودکان دریافت نمود ، این بود که : ما بچه ها که هیچ نقشی در آلودگی هوا نداریم ، چرا همواره نخستین قربانیان این شرایط هستیم ؟ !

برنایی ها با پلاکارت هایی که بر روی آن شعار ( هوای سالم و پاک ، حق مسلم ماست ) نوشته شده بود ، وارد مراسم پاس داشت روز هوای پاک در محل سازمان حفاظت محیط زیست شدند . در ابتدا سعی شد که آن ها دیده و شنیده نشوند . اما کودکان نسل امروز اندکی با نسل دیروز و پریروزی ها متفاوتند و به هر شکل در کمال ادب و احترام تا یک قدمی تیریبون آقای رئیس سازمان رفتند و سخنان جان شان را بر دل ها نشاندند . این شیوه ی اعتراض صلح آمیز ، نمایندگان رسانه های دیداری ، شنیداری و نوشتاری حاضر را چنان به وجد آورد که چندین شبکه ی تلویزیونی و رادیویی به پوشش این خبر پرداختند و مصاحبه های برنایی ها را پخش نمودند که به زودی لینک این اخبار را روی سایت خواهیم گذاشت .

مادر محیط زیست ایران

بانو مه لقا ملاح که لقب مادر محیط زیست ایران برازنده ی ایشان است هم ، همچون همیشه در صف اول نمایندگان سازمان های مردم نهاد همچون نگینی  پر فروغ با لبخندی بر لب و اندوهی در دیدگانش و ماسکی که خود گویای آن چه در دل دارد بود ، نشسته بر صندلی چرخ دار ، اما استوار و ایستاده در کنار فرزندان برنایی اش می درخشید .

حضور این ابر بانوی سبزاندیش در این میان قوتی است بر دل های امیدوار ما . ایشان مسند انجمن زنان مبارز با آلودگی محیط زیست هستند .

بازتاب خبری این تحصن در مقابل عالی ترین مرجع زیست محیطی کشور از نگاه رسانه ها

رسالت و اندیشه ی فرهنگی رسانه های فرهیخته ، کودکان برنا را یک به یک در مقابل تیریبون آورد و سام و حسین نگرانی شان را از آلودگی هوا ، با زبانی نرم و کودکانه ، اما پر از توقع از مسئولین بیان کردند و مهتا هم یادی از ستایش که به واسطه ی آلودگی هوا چند روزی در بیمارستان بستری بود و هم اکنون دوران نقاهت را می گذراند ، کرد .

 

و بالاخره باتلاش و همکاری دوستان مان در دفتر آموزش سازمان حفاظت محیط زیست  ، آقای مهندس محمدی زاده ، معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست با اهدای هدایایی فرهنگی زیست محیطی به استقبال فرزندان برنا آمدند .

دبیر انجمن برنا ، آقای حمید توسلی ( عمو افرا ) رسالت این انجمن را که یکی از هشت سازمان مردم نهاد زیست محیطی قانونمند ثبت شده و دارای پروانه فعالیت کشوراست را ،  برای آقای رئیس بیان کرد و علت حضور اعضای خردسال را در این میان بازگو کرد .  خانم ابراهیمی ( خاله زینب ) نیز هدف از آموزش های زیست محیطی را در انجمن برنا برای این گروه سنی ، یادآور شد و خاطر نشان کرد که اگر چنین فعالیت ها و حرکت هایی حمایت شوند ، در آینده مشکلات زیست محیطی را در کشور کمتر شاهد خواهیم بود .

هدیه به شرط واقعیت !

لطفا پیش از آن که ادامه ی این متن را بخوانید این پانزده عکس را یک بار از ابتدا ملاحظه کنید .

. . . آری ، آقای رئیس به پاس حضور این تنها نمایندگان کودکان ایران در این مراسم ، هدایایی را به آن ها دادند . اما مهتا که اولین نفر برای گرفتن هدیه اش بود پس از اندکی مکث و به خاطر آوردن جای خالی ستایش ، چشمان نگران مادرش از دیدن آسمان پشت پنجره و سرفه های پدرش در بعدازظهر آن روز خاکستری تصمیم گرفت از این موقعیت استفاده کند و نظر آقای رئیس را به آن چه در دل دارد جلب کند .

او داستان بیماری ستایش را گفت و نظر ریاست سازمان را به نوشته های روی پلاکارت که خود نمی توانست بخواند ، اما معنایش را با تک تک سلول های بدنش احساس می کرد ، جلب نمود.

و آن گاه که نگاه سازمانی آقای رئیس در مقابل ده ها دوربین و خبرنگار و مدیر و کارشناس به عطوفتی پدرانه مبدل شد و آن زمان که مهتا در دل پاک و ساده اش حقیقت را از لا به لای همدلی های آقای رئیس دریافت ، هدیه اش را از دست ایشان گرفت که البته در ابن میان ، میانجی گری صدرا نیز بسیار مثمر ثمر بود . دیگر غنچه های برنا هم یک به یک به نمایندگی از سوی دوستان شان هدایایی دریافت کردند.

امیدواریم که همواره معصومیت و درخشش نگاه مهتا و دوستانش در ذهن آقایان بماند . انشاا...

 

برنایی ها ، شادمان از دیده و شنیده شدن بر بلندای تپه ای در مجاورت مراسم ، زمزمه های کودکانه شان را در گوش خدا نجوا کردند و برج میلاد غبار آلود ، بلند مرتبه ترین شاهد آن مراسم بود .

   

نوشیدن نخستین ساندیس دولتی که امیدواریم کودکان به خوردن آن عادت نکنند . چرا که مواد نگهدارنده و قند مصنوعی آن برای شان بسیار مضر است .

صرفا برای لبخند :

علی و رادین و ارغوان هم به انبوه ظروف یکبار مصرف باقی مانده از پذیرایی سازمان حفاظت محیط زیست در هفته هوای پاک و روز پاس داشت کاشت نهال با آرزوی هوایی پاک ، خیره مانده بودند .

 

اندیشه ی یک مربی برآن چه گذشت و می گذرد . درست زمانی که کودکان سرگرم خوردن ساندیس های شان بودند .

  بدون شرح   کاشت نهال در پارک پردیسان

این کار با تمام اهمیت و زیبایی و طراوت اش ، خیلی برای برنایی ها تازگی نداشت . چرا که بارها و بارها آن را تجربه کرده بودند . از گلدان هایی که در روز طبیعت کاشتند و رنگ آمیزی کردند و به خانه بردند تا سر و سامان دادن به باغچه ها و سبزه انداختن و . . .  . اما آن چه این بار تفاوت داشت ، وعده ی تلطیف شدن هوا با کاشت درختان از سوی آقای رئیس بود .

کودکان برنا با شور و هیجانی همیشگی برای خود ، خانواده و حتی دوستان و هم کلاسی های خود که آن جا نبودند هم نهال کاشتند و پلاک های مشخصات نام ، گروه و عنوان برنامه  و تاریخ را هم به نرمی به آن آویختند . آیین روز هوای پاک رو به پایان بود که دود غلیظ اگزوز کامیون حمل آب که شاید فرسوده ترین کامیون آتش نشانی ایران بود ، هوارا طوسی ، خاکستری و تیره ساخت .

  ودر مسیر بازگشت ، نگاه خیره به دوردست هیراد و آن چه که احتمالا بر آسمان خیالش می پروراند ، قابل تامل است .

ودر پایان تشکر و قدردانی می کنیم از همه برنایی ها ، چه آنان که با ما بودند و چه آنان که هم دلمان ، و قدر دانی ویژه از بانوان شادی قدیریان ( مامان لیلا ) نگار فرجیانی ( مامان آبان ) دلیله محرابی ( مامان پرهام ) نازیلا نظمی ( مامان هیراد ) و مربیان برنا که امروز هم قدم مان بودند .

 

۴ Comments

  1. مهشید سپهرنیا ۱۳۹۱-۱۰-۲۸ در ۲:۳۳ ق.ظ - پاسخ دادن

    عالی بودن عکس ها! با دیدن شوق و انرژی بچه ها آدم هوای آلوده رو از یاد می بره و از طرفی با دیدن این جدیت دلسوزانه شون نسبت به طبیعت به خودش میاد و مصمم تر میشه برای دفاع از آسمون و زمین بی زبون!

  2. شادی قدیریان ۱۳۹۱-۱۰-۲۹ در ۸:۵۹ ب.ظ - پاسخ دادن

    سلام
    واقعا خسته نباشید چقدر خوبه که شماها هستید و این ایده های خوب را دارید
    بسیار خوشحالم که نیمی از هر روز، دختر کوچکم را به دست شما می سپارم.

    مرسی

  3. آرين آذريان ۱۳۹۱-۱۱-۰۱ در ۱۱:۰۳ ق.ظ - پاسخ دادن

    وجود پر ارزش انسانهایی چون شما،تنها نورامیدی است که بر سرزمینمون می تابه.چون شما و این کودکان برنا هستید،میشه گفت:
    ” من اینجا تا نفس باقی است می مانم
    من از اینجا چه می خواهم نمی دانم
    امید روشنایی گر چه در این تیرگی ها نیست
    من اینجا باز در این دشت خشک تشنه می رانم
    من اینجا روزی آخر از دل این خاک با دست تهی گل برمی افشانم
    من اینجا روزی آخر از ستیغ کوه چون خورشید سرود فتح می خوانم”

  4. مامان هلیا ۱۳۹۱-۱۱-۰۹ در ۹:۱۲ ق.ظ - پاسخ دادن

    خسته نباشید و خیلی ممنون از ایده های خوب شما.

ثبت ديدگاه